تبليغاتX
A S H E G

چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390

طرف دار

طرفدار کدام عشق هستید

*عشق معنوی

*عشق مادی

چرا شو هم بنویسید

نوشته شده توسط میلاد در 7:23 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390

عشقولانه

عشق گذرا مانند آبی است که در داخل قوری می جوشد و بخار میشه

عشق ماندگار مانند آب سردی است که در داخل قوری مانده و اگه کسی انو به بیرون نریزه

همیشه در داخل قوری خواهد ماند


برچسب‌ها: عشقولانه
نوشته شده توسط میلاد در 14:12 |  لينک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم بهمن 1390

شراب کهنه


            ****دوست مانند شرابی  ست که هر چه قدر بماند مستی اش زیاد می شود****

                                        تقدیم به قدیمی ترین دوست زندگی ایم

           ☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻

نوشته شده توسط میلاد در 15:34 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه دهم فروردین 1390

نصیحت

        مهم این نیست که قشنگ باشی                               قشنگ این است که مهم باشی 

                                                حتی واسه یک نفر

نوشته شده توسط میلاد در 8:42 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه سوم اسفند 1389

اه و اشک بهترین تسکین دهنده ی غم وغصه است.

                      برای کشتی ای که عازم هیچ بندری نیست باد موافق معنا ندارد

           چه کشیدم وچه دیدم نشنیدمو ندیدم که کسی کشید ه باشد ستمی که من کشیدم

            مهربان ترین قلب ها مال کسانی است که دیگران را با عشقو محبت یاد می کنند

                       تنها قلب است که منتظر می ماند پس نباید قلب هارا شکست

نوشته شده توسط میلاد در 22:24 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه سوم اسفند 1389

به یادمان باشد که امروز طلوع دیگری ندارد داشته هایمان رااز دست ندهیم.

                   پشت ویترین زندگیت به عروسکی نگاه نکن که نتونی بخریش

             چون فقطوسوسه ات می کنه عروسکی روکه داری به خاطر اون از دست بدی

               در دایره عشق اگر باران بلا بارید عاشق ان است که ازدایره بیرون نرود

               زندگی کتابیست پرماجرا هیچ وقت ان رابه خاطر یک ورقش دور مینداز .

                                      {در پی معشوق همیشگی باش}

نوشته شده توسط میلاد در 21:58 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه سوم اسفند 1389

عشق نفرت نقش هایی دو سوی یک سکه اند!

                                                       نشو از نی

                                               نی حدیث بی نواست

                                                       بشنو از دل 

                                                 دل حریم کبریاست

                                                    نی چو سوزد

                                                   تل خاکستر شود

                                                     دل چو سوزد

                                                 خانه ی دلبر شود...

نوشته شده توسط میلاد در 21:27 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه سوم اسفند 1389

بهشت نیز درتنهایی دیدنی نیست؟!

جوانی نیز ماننندپاکترین وبهترین عشق ها سرانجامی ندارد

جوانان اندیشمندبسیاراشک می ریزند

نوشته شده توسط میلاد در 21:19 |  لينک ثابت   • 

جمعه بیست و نهم بهمن 1389

عشق یعنی

عشق يعني يك سلام و يك درود/ / عشق يعني درد و محنت در درون /عشق يعني يك تبلور يك سرود / عشق يعني قطره و دريا شدن / عشق يعني يك شقايق غرق خون / عشق يعني زاهد اما بت پرست /عشق يعني همچو من شيدا شدن /عشق يعني همچو يوسف قعر چاه /عشق يعني بيستون كندن بدست / عشق يعني آب بر آذر زدن / /عشق يعني چون محمد پا به راه /عشق يعني عالمي راز و نياز /عشق يعني با پرستو پرزدن /عشق يعني رسم دل بر هم زدن /عشق يعني يك تيمم يك نماز /عشق يعني سر به دار آويختن /عشق يعني اشك حسرت ريختن / /عشق يعني شب نخفتن تا سحر /عشق يعني سجده ها با چشم تر / / عشق يعني مستي و ديوانگى /عشق يعني خون لاله بر چمن /عشق يعني شعله بر خرمن زدن /عشق يعني آتشي افروخته / عشق يعني با گلي گفتن سخن /عشق يعني معني رنگين كمان /عشق يعني شاعري دلسوخته /عشق يعني قطره و دريا شدن /عشق يعني سوز ني آه شبان /عشق يعني لحظه هاي التهاب /عشق يعني لحطه هاي ناب ناب /عشق يعني ديده بر در دوختن /عشق يعني در فراقش سوختن /عشق يعني انتظار و انتظار / عشق يعني هر چه بيني عكس يار /عشق يعني سوختن يا ساختن /عشق يعني زندگي را باختن /عشق يعني در جهان رسوا شدن / عشق يعني مست و بي پروا شدن / عشق يعني با جهان بيگانگى
نوشته شده توسط میلاد در 12:3 |  لينک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389

مطالب عاشقانه

دنبال نگاه‌ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم‌كم افول مي‌كنه دنبال كسي برو كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه *******************************************************************************

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم *******************************************************************************

همه چيز را بخاطر تو دوست دارم من غم را در سكوت ،سكوت را در شب،شب را در بستر ،بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم من عشق را در اميد ،اميد را در تو ،تو را در دل، دل را در موقع تپيدن به خاطر تو دوست دارم اي دوست من خزان را به خاطر رنگش، و بهار را به خاطر شكوفه هايش و خدايي كه دل را براي تپش ،تپش را در پاسخ ،پاسخ را در چشمان قشنگ تو براي عصيان زندگي آفريد دوستدارم ******************************************************************************

مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كنه *******************************************************************************

هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم ....... اما من نمردم من داغون شدم ........ خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ...... ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم . خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام نمياد . يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟؟؟؟ مي خوام بخوابم خوابتو ببينم .........اشكامو پاك مي كني ؟؟؟؟؟؟ ******************************************************************************* بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند ! اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند.... ******************************************************************************* مي دونم عشق يه معماي ديگه س *** سرزمين دل يه دنياي ديگه س

نوشته شده توسط میلاد در 8:0 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389

واسه تو که گفتی دوستم داری

شب عروسيه، آخره شبه ، خيلي سر و صدا هست. ميگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چي منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسيمه پشت در راه ميره داره از نگراني و ناراحتي ديوونه مي شه. مامان باباي دختره پشت در داد ميزنند: مريم ، دخترم ، در را باز کن. مريم جان سالمي ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمياره با هر مصيبتي شده در رو مي شکنه ميرند تو. مريم ناز مامان بابا مثل يه عروسک زيبا کف اتاق خوابيده. لباس قشنگ عروسيش با خون يکي شده ، ولي رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به اين صحنه نگاه مي کنند. کنار دست مريم يه کاغذ هست، يه کاغذي که با خون يکي شده. باباي مريم ميره جلو هنوزم چيزي را که ميبينه باور نمي کنه، با دستايي لرزان کاغذ را بر ميداره، بازش مي کنه و مي خونه : سلام عزيزم. دارم برات نامه مي نويسم. آخرين نامه ي زندگيمو. آخه اينجا آخر خط زندگيمه. کاش منو تو لباس عروسي مي ديدي. مگه نه اينکه هميشه آرزوت همين بود؟! علي جان دارم ميرم. دارم ميرم که بدوني تا آخرش رو حرفام ايستادم. مي بيني علي بازم تونستم باهات حرف بزنم. ديدي بهت گفتم باز هم با هم حرف مي زنيم. ولي کاش منم حرفاي تو را مي شنيدم. دارم ميرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردي، يادته؟! گفتم يا تو يا مرگ، تو هم گفتي ، يادته؟! علي تو اينجا نيستي، من تو لباس عروسم ولي تو کجايي؟! داماد قلبم تويي، چرا کنارم نمياي؟! کاش بودي مي ديدي مريمت چطوري داره لباس عروسيشو با خون رگش رنگ مي کنه. کاش بودي و مي ديدي مريمت تا آخرش رو حرفاش موند. علي مريمت داره ميره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سياهي ميرند، حالا که همه بدنم داره مي لرزه ، همه زندگيم مثل يه سريال از جلوي چشمام ميگذره. روزي که نگاهم تو نگاهت گره خورد، يادته؟! روزي که دلامون لرزيد، يادته؟! روزاي خوب عاشقيمون، يادته؟! نقشه هاي آيندمون، يادته؟! علي من يادمه، يادمه چطور بزرگترهامون، همونهايي که همه زندگيشون بوديم پا روي قلب هردومون گذاشتند. يادمه روزي که بابات از خونه پرتت کرد بيرون که اگه دوستش داري تنها برو سراغش. يادمه روزي که بابام خوابوند زير گوشت که ديگه حق نداري اسمشو بياري. يادته اون روز چقدر گريه کردم، تو اشکامو پاک کردي و گفتي گريه مي کني چشمات قشنگتر مي شه! مي گفتي که من بخندم. علي حالا بيا ببين چشمام به اندازه کافي قشنگ شده يا بازم گريه کنم. هنوز يادمه روزي که بابات فرستادت شهر غريب که چشمات تو چشماي من نيافته ولي نمي دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزي که بابام ما را از شهر و ديار آواره کرد چون من دل به عشقي داده بودم که دستاش خالي بود که واسه آينده ام پول نداشت ولي نمي دونست آرزوهاي من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل مي کنم. هنوزم رو حرفم هستم يا تو يا مرگ. پامو از اين اتاق بزارم بيرون ديگه مال تو نيستم ديگه تو را ندارم. نمي تونم ببينم بجاي دستاي گرم تو ، دستاي يخ زده ي غريبه ايي تو دستام باشه. همين جا تمومش مي کنم. واسه مردن ديگه از بابام اجازه نمي خوام. واي علي کاش بودي مي ديدي رنگ قرمز خون با رنگ سفيد لباس عروس چقدر بهم ميان! عزيزم ديگه ناي نوشتن ندارم. دلم برات خيلي تنگ شده. مي خوام ببينمت. دستم مي لرزه. طرح چشمات پيشه رومه. دستمو بگير. منم باهات ميام …. پدر مريم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالاي سر جنازه ي دختر قشنگش ايستاده و گريه مي کنه. سرشو بر گردوند که به جمعيت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکي تو سرش شده که توي چهار چوب در يه قامت آشنا مي بينه. آره پدر علي بود، اونم يه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک يکي شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهي که خيلي حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتي که فرياد دردهاشون بود. پدر علي هم اومده بود نامه ي پسرشو برسونه بدست مريم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولي دير رسيده بود. حالا همه چيز تمام شده بود و کتاب عشق علي و مريم بسته شده. حالا ديگه دو تا قلب نادم و پشيمون دو پدر مونده و اشکاي سرد دو مادر و يه دل داغ ديده از يه داماد نگون بخت! مابقي هر چي مونده گذر زمانه و آينده و باز هم اشتباهاتي که فرصتي واسه جبران پيدا نمي کنند…
نوشته شده توسط میلاد در 18:8 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389

تنهایی تا همیشه

برای من بهتر است که تنها باشم. تنهای تنها. وقتی که حجم بی کسی هایم را هیچ حضوری پر نمی کند. وقتی کسی نیست که بتواند نشان تنهایی را از چهره ام بزداید. پس بهتر است که تنها باشم.چرا خودم را گول بزنم؟تا کنون آن کس که می خواهم را نیافته ام و شاید هرگز نیابم. اما این دلیل خوبی نیست برای آن که بخواهم عمرم را زندگی ام را با کسانی بگذرانم که دوستشان ندارم. و ترجیح می دهم تنها بمانم . ترجیح می دهم تنها باشم به جای آنکه اطرافم پر از انسان هایی باشد که بودنشان با نبودنشان فرقی نداشته باشد...و حتی نبودنشان بهتر از بودنشان باشد. تنهایی دلیل خوبی نیست و ترجیح می دهم تا آخر عمر تنها بمانم.............
نوشته شده توسط میلاد در 4:15 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389

کوتاه ولی ازشمند

خیلی وقت ها ، سکوت از هر کلامی گویا تر است. بی آنکه بخواهم چیزی بگویم، ناراحت شوم ، یا حتی واکنشی نشان دهم. سکوت می کنم. سکوت من بازگو کننده خیلی از احساساتم نمیگویم که هست ولی باید باشد وقتی که کلامی در خور گفتن نمی یابم.......
نوشته شده توسط میلاد در 15:8 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389

فقط با تو

به یادتم حالا که از تو دورم بذار که حرف دلمو بیارم به زبونم بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشم اگه من شاد باشم یا که غمگین باشم اگه خنده رو لبام موج بزنه یا که اشک از گونه هام چکه کنه اگه در خواب باشم یا که بیدار باشم اگه تو جمع باشم یا که تنها باشم من فقط لحظه هارو به یاد تو میگذرونم اگه من شاد باشم دلیل شادیم تویی اگه غمگین باشم دلیل این غم تویی اگه خنده رو لبام موج بزنه دریای مواج تویی اگه اشک از گونه هام چکه کنه ابر بهاری تویی اگه تو خواب باشم بدون تو رو خواب میبینم اگه بیدار باشم میخوام کنار تو باشم اگه تو جمع باشم حرف تورو پیش میکشم اگه تنها باشم میخوام به یاد تو باشم اگه تمام زندگیمو من به یاد تو میگذرونم در عوض از تو فقط یه چیز میخوام میخوام که حس خوبتو راهی قلب من کنی میخوام که توی شادیات یه لحظه یاد من کنی
نوشته شده توسط میلاد در 23:2 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389

کوتاه ترین کلمات عاشقانه

اگه کسی رو دوست داشته باشی نمیتونی تو چشای اون زل بزنی... نمیتونی دوریشو تحمل کنی ... نمیتونی بهش بگی که چقد دوسش داری ... نمیتونی بهش بگی که چقد بهش نیاز داری ... واسه همینه که عاشقا دیونه میشن ... ilove you
نوشته شده توسط میلاد در 22:53 |  لينک ثابت   • 
 
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net